ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

840

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

بلافاصله ايشان را با معتمدى از خويش روانهء درگاه معدلت‌كيش داشت و سفير مزبور به اتفاق قاضى مذكور در اواخر شهر رمضان المبارك وارد دار الخلافه گشته ، بار اقامت گذاشت . در روزى خاص ، شرفياب درگاه معدلت اختصاص گشته ، عريضهء محمد على خان والى خوقند را با دو نفر غلام و كنيز ختايى از نظر انور گذرانيدند . خلاصهء مطلب اين‌كه ، خوقند ولايتى است از مملكت تركستان و محمد على خان مزبور ابا عن جدّ در آن ولايت حكمران . در سال قبل ، پادشاه ختا ملك كاشغر را تصرف كرد و به تسخير ولايات تركستان نيز دستى برآورد . محمّد على خان مزبور ، جمعيّتى از اهالى تركستان كه مذهب اهل سنّت و جماعت دارند فراهم ساخت و به استرداد ولايت كاشغر پرداخت . بر ختائيان خطاكار تسلطى كامل به هم رسانيد و جمعى از ايشان را مقتول و برخى را اسير گردانيد . جميع لشكر ختا را از مملكت كاشغر بيرون كرد و به سبب اين حسن « 1 » جلادت در هر مملكت و ناحيت نام برآورد . خواست اهالى اسلام را از وقوع تسلط خود بر بت‌پرستان ظلام آگاه نمايد ، لهذا عبد الرحمن بيگ معتمد خود را به اتفاق قاضى خوقند به سفارت ايران و روم فرستاد و فقرات اتفاقيه را در عرايض خويش تفصيل داد . القصه ، سفيرين مزبورين بعد از عرض ارادت و اكرام انعام و خلعت ، به اتفاق بلدى امين از راه آذربايجان روانهء مملكت روم گرديدند و پس از چندى مراجعت كرده ، ايضا از راه ايران به صوب مملكت تركستان گراييدند . ذكر اوضاع متفرقه [ اى ] كه در بدايت ورود وليعهد مسعود در خراسان اتفاق افتاد و قرارى كه در هر امرى از امورات [ مقرّر شد ] بعد از آن‌كه نوّاب نايب السلطنة العليه از دربار سنيّه به مشهد مقدّس رضويّه - عليه الثناء و التحيه - شتافت ، رأى ملك آرايش بر آن تعلق يافت كه برحسب امر امناى

--> ( 1 ) . ملى : - « حسن »